خرید شال نهاد ریاست جمهوری: فتح الفتوح کلمبیا، فراتر از فتح فاو!

مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری کتابی با عنوان «تجلی هویت ایرانی در نیویورک» که در آن مجموع سخنرانی های رئیس جمهور در سفر اخیر به آمریکا گردآوری شده است را منتشر نمود. به گزارش «فردا»، در قسمت هایی از مقدمه این کتاب که بوسیله معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی این نهاد تقریر شده، چنین آمده است:در بررسی اولیه، دو رخداد تاریخی در مقیاسی شگفت آور توجه جهانیان را در یک سال گذشته به خود معطوف کرده است. جنگ 33 روزه رژیم صهیونیسیتی علیه مقاومت اسلامی لبنان و رویارویی فکری ایرانیان با دولت آمریکا در دانشگاه کلمبیا، دو حادثه اعجاب انگیز به شمار می آیند.بنا بود از نیل تا فرات به تصرف صهیونیست جهانی در آید! اما تانک های میرکاوا در همان مارون الراس ها بر گل ماند! در عوض قلب و روح جهانیان از مارون الراس تا دانشگاه کلمبیا به تسخیر انقلاب اسلامی در آمد و جزئی از اعماق استراتژیک جهان اسلام شد. با اینکه دو نبرد 33 روزه و رویارویی در کلمبیا، یکی فیزیکی و قسم اخیر آن متافیزیکی است، اما از حیث ماهیت به یکدیگر شباهت تام دارند. ماهیت جنگ 33 روزه، جنگ علیه آزادی، شرف و استقلال بود. آمریکا، اسرائیل، فرانسه و … در یک سو، اما حزب الله و ملتهای آزادیخواهی همچون لبنان، فلسطین، ایران و سوریه سوی دیگر صحنه نبرد بودند.از حیث آثار، شاید بتوان گفت این فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فیزیکی ایرانیان در فتح فاو بود. در کلمبیا وضع به گونه ای دیگر بود. در فاو راهکارهای علوم طبیعی و علوم نظامی غلبه داشت اما در اینجا علوم انسانی و پیچیدگی های غیر قابل پیش بینی حکم می راند. نخبگان ایرانی فتح فاو، برای مسخر کردن زمین در عملیات آبی – خاکی والفجر 8، علاوه بر کاربست اصول پیش دستانه غافل گیری به اندازه گیری جریان جزر و مد آب تا 40 سال قبل مبادرت کردند، اما در کلمبیا رفتارهای میزبان هرگز قابل پیش بینی نبود، حتا اگر خود ایشان از میهمان دعوت هم کرده باشند.علی الظاهر همه چیز علیه ایرانیان سازماندهی شده بود.هوچی گری اولیه رسانه ها و دشنام رئیس دانشگاه کلمبیا در این نبرد متافیزیکب همان اصل غافل گیری نبردهای فیزیکی بود که علیه ایرانیان تدارک گردید. بیانیه سراسر غرض آلود – رئیس دانشگاه کلمبیا – همان آتش تهیه قبل از تک اصلی دشمن بود.می توان گفت همه چیز گویای جریان داشتن نبردی حقیقی و به مراتب دشوارتر از فتح فاو، و نبردهای حزب الله در مارون الراس بود که در نیویورک به وقوع می پیوست. آن هم از نوع برون مرزی آن یعنی جبهه ای که برای ایرانیان پشت نداشت. نبردی حقیقی اما بدون شلیک حتی یک گلوله و نپریدن حتی یک جنگنده. اما همان طور که در بهم ریختگی و از جا در رفتگی سازمان گروههای غواص در فتح فاو، همه اذهان، نگاه ها و ذکر ها به حضرت فاطمه زهرا (س) و آیه مبارکه ی «و جعلنا …» معطوف بود و به گشایش و فتح سنگرهای کلیدی جهان می انجامید در نیویورک نیز علاوه بر تدبیر، حکمت و هوشمندی نماینده فهیم ملت؛ دعای فرج مصلح کل، چشم ها و گوش ها را مستعد شنیدن گفتار حق کرد.جوانان آمریکایی پس از این، هرگز به دوره بادیه نشینی جاهلیت و مدرن خویش بازنخواهند گشت و شاید بتوان گفت آمریکا از این پس، بیش از اینکه منتظر انقلابهای رنگین و مخملین در دیگر کشورهای جهان باشد باید یکی از رنگین ترین آنها و شاید خونین ترین اش را در نیویورک و واشنگتن به انتظار بنشیند.