خرید شال فیگارو: ایران مي‌تواند مانند ژاپن هسته‌اي باشد

وزير پيشين و رئيس افتخاري «MRC» (جنبش شهروندان جمهوريخواه فرانسه) در مقاله اي در روزنامه «فيگارو» با انتقاد از موضع غيرشفاف پاريس در برابر تهران، سياست هاي سارکوزي را دنباله روي کورکورانه از بوش خواند و نوشت: رئيس جمهوري فرانسه، بلاتکليفي ما را در برابر بمب ايراني» يا «بمباران ايران» آشكارا اعلام نمود. حال آن که ايران بدون بمب اتمي هم قدرت نخست منطقه است و مي تواند به روش ژاپني ها هسته اي شود.
به گزارش مهر از پاريس، «ژان پير شونمان» در مقاله خود چنين نوشته است: به جاي انديشيدن درباره بحران ها، به يک باره «منطق جنگ» را برانگيختن، به طور قطع ياري رسانيدن به روش «خود بريدن و خود دوختن» است. پس از ملاقات نيکلا سارکوزي با جورج بوش، مي توان بيم داشت که چنين اظهاراتي، نشان دهنده قرار گرفتن در خط آمريکا و واگذاري فضايي آزاد براي ماجراجويي نظامي بازهاي آمريکايي از سوي فرانسه است.
تهديد به ضربات نظامي بر تأسيسات استراتژيک ايران شايد در پايان عملي شود، ولي آيا اين تهديد مي تواند اين کشور بزرگ را به قرار دادن صنايع هسته اي غيرنظامي خود تحت همه کنترل هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي وادار كند. در عين حال، چنين تهديدهايي مي توانند تأثير واژگونه اي داشته باشند، بدينسان که مي توانند موجب تسهيلاتي براي جناح تندرو در ايران شوند. همان گونه که مي توان با ديدن جايگزيني علي لاريجاني سرپرست مذاکره کنندگان ايراني، چنين چيزي را باور داشت.
اما فرانسه در اين ميان چه مي کند؟ آيا باور دارد که دامن زدن به لفاظي هايش، تهديد را معتبرتر مي کند؟ به ويژه اين که کشور ما پارامترهاي ضروري اوضاع در منطقه را همچون عقب نشيني آمريکا از عراق يا حل و فصل صلح اسرائيل و فلسطين با مذاکرات در کنترل خود ندارد و بايد گفت كه درباره اين دو مناقشه عمده، تصميم ها عمدتاً از سوي آمريکايي ها گرفته مي شود.
سياستي به شدت اشتباه، از سوي آمريکايي ها، موجب راديکالي شدن بخش مهمي از جهان اسلام شد. دورانديشي و حفظ منافع، حکم مي کنند که فرانسه همچنان با کارت برنده اسلام ميانه رو و مدرنيزه کردن جوامع زير سئوال و متهم، با ايجاد تسهيلاتي از طريق اظهارات مسئولان در خنثي کردن بيشتر تنش ها تا پر و بال دادن بيشتر به آنها، عمل و بازي کند.
منافع ايران با ملتي قديمي و غني از پتانسيل هاي گسترده، گسستن از انزواي فعلي، رفع تحريمات آمريکايي که آن را دچار مشکلاتي كرده، جذب سرمايه گذاري هاي خارجي که به آن امکان بهره برداري از منابع نفتي و گازي و همچنين مدرنيزه کردن صنايعش را مي دهد، است.
جامعه جوان و تحصيل کرده ايراني، جامعه اي مدرن و خواستار تغييرات است. به همين ميزان، وسوسه هايي در تباني با نيات و مقاصد پروپاگاندهاي داخلي ناسيوناليسم ايراني وجود دارند که با پژواک به دست آوردن سلاح هسته اي هماهنگ شده است، اما منافع واقعي ايران در اشاعه مسابقه هسته اي در منطقه نيست. از پايان دوره رژيم بعثي در بغداد، ايران نيازي به سلاح هسته اي براي اين که قدرت اصلي منطقه مطرح شود، ندارد.
ايران مي تواند راضي به وضعيتي «به سبک و سياق ژاپني» بشود و همچنان به پيمان عدم اشاعه که امضا کننده آن هست، احترام بگذارد و هيچ چيزي نمي تواند مانع از گسترش يک صنعت هسته اي غيرنظامي شود؛ آن هم از هنگامي که تحت کنترل آژانس بين المللي صورت بگيرد. از سوي ديگر، جمهوري اسلامي مدعي نيست که مي خواهد به سلاح هسته اي مجهز شود و به گفته البرادعي، دست كم بايد سه تا هشت سال وقت بگذارد تا به اين مقصود برسد. اين کمبودهاي گذشته است که هم اكنون اين کشور را مورد ترديد قرار مي دهد و بايد در رفع آن کوشيد.
اظهارات ديک چني درباره «پيامدهاي خطير»ي که ايران دنبال مي کند، بارور کننده اين بيم است که دوره پيش از انتخابات آمريکا، مناسب براي آلت دست قرار دادن افکار عمومي و نخستين بهانه براي عمل به يک تهاجم نظامي باشد که به نام و آرمان دفاع از اسرائيل و موجوديت آن صورت بگيرد.
چنين وسوسه اي مي تواند خطرهاي بزرگي را به دنبال داشته باشد: مانند تشديد جنگ داخلي در عراق، بازگشت طالبان در افغانستان، بي ثباتي رژيم هاي سني و عربي، قرار گرفتن بين چکش آمريکايي و سندان افکار عمومي، انعکاس جنگ در لبنان و خاور نزديک، بالا گرفتن خطر تروريسم و شوک دوباره نفتي که نخست اروپا،‌ چين و ژاپن را تحت تأثير پيامدهاي منفي خود قرار مي دهند.
در چنين مقوله اي، امنيت اسرائيل مي تواند بيشتر تهديد شود. در نتيجه اروپايي ها بايد گفت وگوها را با مقامات ايراني به منظور اين که رسمي و علني در جريان همه کنترل ها توسط آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار بگيرند و به ويژه ارايه فرمول هايي که ممنوعيت غني سازي اورانيوم بيش از حد 5 درصد را ممنوع مي‌سازند، ادامه دهند.
رئيس افتخاري جنبش شهروندان جمهوريخواه فرانسه ادامه داد: فرانسه با حفظ صلح و منافع طولاني مدت خود، بهتر مي‌تواند در اين راستا حرکت کند تا اين که در وسوسه رهبري تبليغات اروپايي، براي تحميل تحريماتي خارج از چهارچوب سازمان ملل عليه ايران، قرار بگيرد که بدينسان شرکت هاي خود را تحت اقدامات تلافي جويانه اي قرار مي دهد. برعکس برنارد کوشنر، ديگر کشورهاي اروپايي، آلمان، انگليسي، نقش آتش بيار معرکه را بازي نمي کنند. درباره روسيه ديديم که با ديدار ولاديمير پوتين از ايران و هزينه کردن از طريق ايراد سخناني متعادلتر، قراردادهايي را به جيب زد.
به رغم اظهارات آتشين خود، نيکلا سارکوزي، عاري از اندکي پراگماتيسم نيست. فرانسه مي تواند براي جلوگيري از آمريکا در افتادن در راهي مرگبار، با وفادار ماندن به تمايلات و خواسته هايش کار بسياري بکند. «بازهاي» آمريکايي آزموده شده با سابقه عراق 2003، به خوبي مي‌دانند که تنها زماني مي‌توانند ضربه‌اي بزنند که با قبول و رضايت ترسويانه و رذل اروپايي ها باشد.
فرانسه بدون اين که بگذارد توسط کسي آلت دست شود، بايد به آمريکايي ها کمک کند تا از زمينگير شدن در جايي که خود را در آن انداخته اند، بيرون آيد. براي اين کار، نبايد ساده لوحانه از آنها بخواهد که «چه کاري مي توانيم براي کمک به شما در عراق انجام دهيم؟»، بلکه بايد راه يک بيرون آمدن شرافتمندانه از باتلاق را نشان دهد که قطعاً بايد با توافق همه جانبه ايران؛ تنها قدرتي که مي تواند به آنها کمک کند، همراه باشد. هيچ سياست دليرانه تري از اين واقعيات وجود ندارد.