خرید شال همايشي براي شنيدن دردهاي بي‌صدا

«هتل عباسي اصفهان ميزبان يك همايش بود؛ نزديك 20 سال گذشته؛‌ خيلي‌ها شهيد شدن؛ خيلي‌ها از دست رفتن؛ خيلي‌ها هم اصلا روننداختن و نيومدن؛ حالا وقتشه كه بنياد بعد اين همه سال يه حساب و كتابي كنه، يه آماري بگيره و با يه همايش پزشكي و فرهنگي كه شكل و شمايل قابل قبولي هم داره، ديگه معطلي را جايز ندونه!»

به گزارش ايسنا، اين سوال بعد برگزاري همايش پزشكي فرهنگي جانبازان شديد ريوي است كه «چرا پس از اين همه سال، تازه امسال بنياد به اين فكر افتاده؟ آيا اعتبار كم بوده !؟ هتل مناسب وجود نداشته!؟ همت كار مثل امروز نبوده!؟ مديريت همراه نبوده !؟ يا اصلا چنين فكري نبوده و اين حركت را لازم نمي دانستند!؟

23 مهر ــ هتل عباسي اصفهان ــ انگار همه چيز مرتب است!

150 جانباز ريوي شديد با خانواده‌هايشان از هر جايي كه فكرش را بكني آمده‌اند ؛ هم فال و تماشا و هم آزمايش با دي پلاستيموگرافي!

هتل عباسي تقريبا در اختيار مهمانان جنگ ديده و جنگ زده‌ است و همه چيز براي ثبت يك خاطره به ياد ماندني آماده است.

مسوولان بنياد هدف از برگزاري اين همايش كه انگار نخستين همايش است را اطلاع از ميزان سلامت جانبازان شيميايي ريوي شديد و برنامه‌ريزي كوتاه و بلند مدت براي آنها عنوان كرده و پزشكان كميته تخصصي حاضر در هتل عباسي تاكيد داشتند كه آنچه امروز در مورد درمان جانبازان شيميايي صورت مي‌گيرد همان درمانهاي گذشته است ، با اين تفاوت كه اين بار همه متخصصان و همه دستاوردها و امكانات يك كاسه شده و حتما نتيجه بهتري خواهد داشت.

عراقي زاده ـ معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثارگران ـ نسبت به اجراي اين همايش و پايش سلامت جانبازان شيميايي نگاه مثبت و اميدوار كننده‌اي دارد و از همين رو است كه در جريان همايش بارها نسبت به انعكاس مناسب خبري آن به رسانه‌ها تاكيد دارد.

وي از آمارهاي متفاوت در مورد جانبازان شيميايي شديد چشم، ريه و اعصاب‌وروان انتقاد مي‌كند و تاكيد دارد كه آمارهاي رسمي حاكي از وجود 50 هزار جانباز شيميايي ثبت شده در كل كشور است كه خوشبختانه فقط يك‌هزار نفر آن‌ها شيميايي شديد هستند.

معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثارگران، نسبت به تامين دارو و امكانات لازم براي درمان مقطعي جانبازان شيميايي و حتي اعزام آنها به خارج از كشور اطمينان خاطر مي‌دهد ولي در عين حال در مورد پزشكان متخصص و اعزام آنها به مناطق مورد نياز و برخي شهرستانها نگران است: «در برخي از مراكز استانها لنگ يك متخصص هستيم و تنها نهادي كه مي‌تواند متخصصان را به شهرستان‌ها بفرستد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است.»

وي تاكيد دارد كه در حال حاضر مراحل تامين داروهاي جانبازان به ويژه جانبازان شديد ريوي، چشم و يا پوست توسط بنياد شهيد وامور ايثارگران تامين مي‌شود.

عراقي زاده در عين حال از ورود بي حساب و كتاب داروهاي خارجي كه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي آن‌ها را تاييد نمي‌كند، خبر مي‌دهد و مي‌افزايد: « اين داروها را برخي شركت‌ها با توجه به سلايق شخصي از سوي برخي پزشكان تجويز مي‌كنند و به همين شكل وارد شبكه دارويي بنياد هم شده است، اين داروها از نظر كيفيت تفاوت چنداني با داروهاي داخلي ندارند و نمي‌توان گفت بهتر از داروهاي ساخت داخل هستند.»

وي در عين حال از برنامه بنياد براي تكميل بيمه همگاني و تكميلي جانبازان و خانواده‌هاي آن‌ها و نيز خانواده‌هاي شهدا خبر مي‌دهد و اميدوار است كه با استفاده از لايحه جامع خدمات‌رساني به ايثارگران كه در حال حاضر در مجمع تشخيص مصلحت نظام است، تكليف اين قشر در مورد بيمه همگاني و تكميلي مشخص شده و به اين ترتيب دولت مكلف به پيش‌بيني مشخصي از بودجه در ابتداي سال مي‌شود.

اعزام‌هاي زمان جنگ فرودگاهي و غيركارشناسي بود

داستان همه آن‌هايي كه براي يافتن ريه‌اي سالم راه بي‌بازگشت آلمان را در پيش گرفتند مثل قهرمان داستان فيلمساز معروف جنگ و خيلي از داستان‌هاي مشابه آن نبود. فيلم‌ها هم مثل گزارش‌ها از خيلي چيزها فاكتور مي‌گيرند و آخر سر هم داستان غم انگيز رفتن را براي دل باز مي‌گويند. به قول همان جانباز خيلي‌ها خارج از كشور رفتند و كمي بهتر برگشتند، خيلي‌ها اصلا برنگشتند، خيلي‌ها هم اصلا نرفتند!

به گزارش ايسنا، اگر امروز معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثارگران اعزام‌هاي جانبازان به كشورهاي اروپايي و به ويژه آلمان را اعزام‌هايي فرودگاهي و غيركارشناسي مي‌خواند، دليلي بر بيهوده بودن اين اعزام‌ها نيست، اما مي‌تواند گواهي روشن برنابساماني برنامه براي جانبازان در سال‌هاي اول آسيب ديدن آن‌ها باشد.

عراقي بعد از حدود 25 سال، امروز مي‌تواند با اطمينان كامل از توان پزشكان داخلي حرف بزند، اما آيا همين اطمينان در اواخر دهه 60 و دهه 70 هم وجود داشته كه ما امروز بتوانيم به علت و يا چگونگي فتن يا نرفتن جانبازان به خارج از كشور نقد منفي وارد كنيم!؟

وي در عين حال خاطر نشان مي‌كند: در حال حاضر مواردي كه درمانهاي خاص نياز داشته باشند به خارج از كشور فرستاده مي‌شوند كه تعداد آن‌ها بسيار محدود است و مثلا در سال 86 تنها پنج مورد داشته‌ايم.

وي گفت: تمام تلاش ما اين است كه به جاي اعزام جانبازان، پزشكان متخصص را به ايران بياوريم.

«بعد از جنگ جهاني اول كه از بمب اتم و ساير بمبهاي شيميايي استفاده شد كشورهاي جهان نسبت به استفاده از اين نوع بمب‌ها در جنگ دوم جهاني براي يكديگر خط و نشان كشيدند، اما متاسفانه اين طرد و نفي كردن‌ها شامل ايران و متخاصمان به آن نشد و شاهد استفاده گسترده بمب‌هاي شيميايي از سوي عراق عليه ايران بوديم.»

اين جملات معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد وامور ايثارگران است كه پس از آن در مورد عملكرد موفقيت‌آميز پزشكان و متخصصان ايراني سخن مي‌گويد : « پس از سال‌هاي متمادي كه حتي توان شناخت اثرات گاز خردل و گاز اعصاب را نداشته‌ايم ، ‌متخصصان داخلي به مرور توانسته‌اند راههاي درماني ـ هر چند موقت ـ براي درمان آنها پيدا كنند و در حال حاضر كشور ما در شناسايي، درمان و اطلاعات تخصصي مصدومان شيميايي در مقاوم اول قرار دارد و در هر جاي دنيا كه از اين سلاح‌ها استفاده شود متخصصان ايراني در آنجا حاضر هستند و امكان كمك دارند.»

به گزارش ايسنا، دكتر مصطفي قانعي ـ رييس مركز مصدومان شيميايي كشور ـ از دستيابي جمهوري اسلامي ايران به توليد علم درمان مصدومان شيميايي خبر مي‌دهد و اين كه هم اكنون ايران در بخش‌هايي از جمله برونشيوليت انسدادي و پيوند قرنيه با سلول‌هاي بنيادي به دستاوردهايي رسيده است.

وي با اشاره به بي‌اطلاعي و نبود شناخت در پزشكان كشورمان به هنگام مراجعه يك مجروح شيميايي در ابتداي جنگ گفت: سال‌ها طول كشيد كه ما علم درمان مصدومان شيميايي را توليد كنيم.

رييس مركز مصدومان شيميايي كشور با اشاره به قرار داشتن كرسي بين‌المللي درمان مصدومان شيميايي در دستان پرتوان پزشكان ايران گفت: هم اكنون ايران در شاخه پزشكي سازمان منع سلاحهاي شيميايي OPCW كه يك سازمان بين‌المللي محسوب مي‌شود، از پايگاه بالايي برخوردار است و اگر در يك نقطه از دنيا سلاح شيميايي به كار رود پزشكان ايراني نيز براي كمك و درمان در آن نقطه حضور خواهند داشت.

دكتر قانعي افزود: متاسفانه پزشكان خارجي پس از مدتها بررسي بر روي جانبازان ما بر اين باور بودند كه آن‌ها دچار نوعي سوختگي شده‌اند و تنها پس از آزمايش‌هاي متعدد علت سوختگي را تماس با گاز خردل تشخيص داده بودند.

اما دكتر سروش ـ مدير عامل پژوهشكده مهندسي و پزشكي بنياد شهيد و امور ايثارگران ـ از زاويه ديگري به اين موضوع نگاه مي‌كند و مي‌گويد: «پزشكان ايراني فعال در درمان جانبازان در سال‌هاي گذشته عليرغم همه كمبودها و بي‌اطلاعي‌ها باز هم عملكرد قابل قبول و خيره كننده‌اي در داخل و خارج كشور داشته‌اند و چه بسا كه پزشكاني از سال‌هاي اوليه جنگ و استفاده از گاز خردل و اعصاب در جبهه‌ها حاضر بوده‌اند و روي جانبازان از همان روزهاي اول مطالعه و درمان همزمان داشته‌اند.»

وي تاكيد مي‌كند: «آن قدر كه مطالعات، بررسي و درمان در مورد جانبازان از سوي جامعه علمي و پزشكي صورت گرفته، شاهد اين اندازه تلاش چشمگير از سوي سايرين نبوده‌ايم.»

دكتر اصلاني ـ رييس بيمارستان بقيه‌الله ـ از جمله پزشكاني است كه از سال‌هاي اول بروز مجروحيت شيميايي همراه شفيق جبهه و جنگ بوده و بر اين باور است كه: « بديع بودن جراحات جانبازان شيميايي در دنيا بي‌سابقه است و همين مساله باعث شده دامنه مطالعات و درمان‌ها به ويژه در سالهاي اول محدود باشد. پزشكان متخصص هيچ آشنايي با اين نوع از گازهاي اعصاب و خردل نداشته‌اند و بايد مجموعه علمي و پزشكي به طور همزمان اقدام به درمان و پژوهش مي‌كردند كه اين حركت فوق‌العاده سخت بوده است. اين روش قطعا بهبود را هم در پي داشته ولي اين بهبود در افراد مختلف متغير بوده است.»

اصلاني به برخي نامهرباني‌هاي مراكز و مجامع علمي و پزشكي در درمان مصدومان شيميايي اشاره كرده و گفت: «اطلاعات دنيا در مورد بيماري‌هاي ناشي از گاز خردل به آزمايش‌هاي محدود آن‌ها روي حيوانات آزمايشگاهي بر مي‌گردد و در عين حال اين كشورها در جهت حل معضل مصدومان شيميايي جنگ ايران و عراق ما را بسيار محدود كردند.»

وي افزود: «در گذشته به دلايل مختلف كه به هيچ وجه دلايل پزشكي هم نداشت و تنها از روي احساس بود، جانبازان به خارج از كشور منتقل مي‌شدند و بنياد و ساير مراكز نيز براي جلوگيري از ناراحتي آن‌ها و اين كه گمان نكنند ما كمك را از آن‌ها مضايقه كرده‌ايم، اعزام به خارج صورت مي‌گرفت.»

اين پزشك متخصص ريه از ادعاي جامعه پزشكي مرتبط با جانبازان ريوي شديد در مورد توانمندي‌هاي به وجود آمده در اين زمينه پس از سال‌ها گفت و افزود: «امكانات، تجربيات و توانمندي‌هاي ايران در زمينه مصدومان شيميايي در دنيا بي‌نظير است و حتي در مراكز علمي در بحث آسيب‌هاي ناشي از گازهاي شيميايي به مقالات و نظر پزشكان ايراني استناد مي‌كنند.»

وي براي توضيح بيشتر گفته خود به مشكلات ثبت مقاله دكتر قانعي در يكي از معتبرترين نشريات بين‌المللي اشاره كرد و توضيح داد: «مطالعه وي در مورد جانبازان شيميايي سردشت قرار بود در يكي از مجلات معتبر آمريكايي به چاپ برسد، اما يكي از افراد بررسي كننده مقاله كه صهيونيست بود مانع از چاپ شد و گفت كه ايراني‌ها از چاپ اين مقاله هدف سياسي دارند. هر چند كه پاسخ اين فرد داده شد و نهايتا مقاله به چاپ رسيد. اما هنوز نمونه‌هاي اينچنيني وجود دارد.»

اصلاني با بيان اين كه جامعه پزشكي و علمي همه توان خود را براي نشان دادن ابعاد وحشتناك استفاده از سلاح‌هاي شيميايي به جهان انجام داد اما متاسفانه اين تلاش و حركت‌ها در دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي وجود نداشته و يا بسيار محدود و بي‌اثر بوده است، گفت: ارائه شفاهي مقالات در كنگره‌هاي بين‌المللي و برگزاري هفت دوره آموزش پزشكان از طريق OPCW كه بازخورد خوبي داشته، از جمله اقدامات جامعه پزشكي بوده است.»

وي گفت: «متاسفانه عليرغم تلاش‌هاي بسيار در يكي از سمينارهايي كه چند سال پيش در مورد سلاح‌هاي شيميايي برگزار شد، بسياري از اعضاي آن حتي از به كار رفتن سلاح شيميايي در جنگ ايران و عراق اطلاع نداشتند و اين مساله حجم گسترده فعاليت رسانه‌هاي جمعي غرب را براي پنهان نگهداشتن اين فجايع نشان مي‌دهد.»

به گزارش ايسنا، دكتر عمادي ـ متخصص پوست ـ هم در توضيح و تكميل همين مطلب به سفر اخير خود در فرانسه، اشاره كرد: «رييس دپارتمان پوست فرانسه در جلسه مشتركي كه با هم داشتيم بر اين گمان بود كه افراد غيرنظامي در جنگ ايران و عراق شيميايي نشده‌اند و وقتي در مورد اين مسئله مطمئن شد به شدت تحت تاثير قرار گرفت.»

همه فقط ساسان و بقيه الله را مي‌شناسند!

سال‌هاي زيادي از زمان بيمارستان‌هاي صحرايي گذشته ، آن روزهايي كه همه براي سامان دادن اورژانسي به وضعيت جانبازان بسيج مي‌شدند ديگر گذشته و اين روزها هر ارگان و دستگاهي بدون آنكه درگيري مستقيم يا غير مستقيم داشته باشد وارد اين عرصه نمي‌شود ! بيمارستانهايي كه از ضريب K (تعرفه خدمات درماني)اعلام شده توسط بنياد رضايت ندارند وارد اين گردونه نمي‌شوند و بيمارستانهايي خاص با شرايط خاص به جانبازان خدمات ارائه مي كنند و به اين ترتيب حجمي از جانبازان كشور دسترسي به بيمارستانهاي مجهز و معتبر ندارند و براي دسترسي به پزشكان متخصص روانه تهران و بيمارستانهاي بنام آن يعني ساسان و بقيه‌آلله مي‌شوند.

پزشكان كميته پزشكي همايش پزشكي ـ فرهنگي جانبازان ريوي شديد كه تمايل زيادي به باز كردن جزئيات اقدامات صورت گرفته داشتند و حتي پس از جلسه براي گفت‌وگوي بيشتر حاضر شدند، بر اين باورند كه مراكز علمي و پزشكي كشور بايد خودشان براي حضور در اين عرصه پيشقدم شوند و مطمئن باشند از سوي بنياد شهيد و امور ايثارگران و ساير مراكز حمايت‌هاي خوبي صورت مي‌گيرد ، اما متاسفانه اين حضور بسيار محدود و غيرمستقيم است. اگر بقيه‌الله و ساسان پيش از همه زبانزد شده‌اند به دليل اين بوده كه جانبازان شديد را به آنجا منتقل مي‌كرده‌اند و در عين حال همواره پزشكان و متخصصان خوبي در آن مي‌نشستند.

به گزارش ايسنا، در بسياري از موارد پژوهشگاه‌ها ، دانشگاه‌ها، آزمايشگاه‌ها و كلينيك‌هاي تخصصي به طور غيرمستقيم به مراكز مربوط به جانبازان خدمات مي‌دهند و رويكرد آنها به اين موارد همچون ساير بيماران است، به عبارتي اين مراكز داوطلبانه حاضر به ارائه خدمات به جانبازان نيستند و اگر هم مواردي وجود داشته باشد بسيار اندك است.

خانم دكتر غضنفري ـ رييس مركز مطالعات سلولوزي و ايمونولوژيك دانشگاه علوم پزشكي ـ از همكاري دانشگاه و مركز تحقيقات و حداقل 100 محقق در زمينه جانبازان مي‌گويد كه روي مكانيزم‌هاي دروني بدن جانبازان و بيماري‌هاي آنها تحقيق مي‌كنند ، اما قطعا اين حضور همچنان كم و غير قابل قبول است.

دكتر اصلاني ـ رييس بيمارستان بقيه‌الله ـ در اين مورد نظر ديگري دارد و مي‌گويد:« بيمارستان‌هاي ساسان و بقيه‌الله از ابتدا جانبازان را پذيرش مي‌كردند و در عين حال يك يا دو بيمارستان بايد به عنوان هد و پيشرو معرفي شود!»

اما وي به اين موضوع اشاره‌اي نكرد كه ميزان خدمات و رسيدگي به بيمارستان‌هاي ساسان و بقيه‌الله تا چه اندازه با ساير بيمارستان‌هاي سراسر كشور متفاوت است!؟

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعي ايسنا ، آنچه در اين همايش به آن پرداخته نشد يا كم پرداخته شد و فقط در برابر اصرار خبرنگاران بحث آن باز مي‌شد همان قصه پر رمز و راز «تجويز كورتن» و «درصدهاي جانبازان» بود.

در مورد دوم گفته شد كه مسوولان حوزه‌اي كه در مورد درصد پاسخگو باشند در دور اول همايش حاضر نيستند و ما هم مرجع صحبت در اين مورد نيستيم ،‌ پس سوالها بي‌جواب ماند.

اما در مورد اول، از دكتر اصلاني ـ رييس بيمارستان بقيه‌الله ـ سوالي در مورد ميزان تجويز انواع كورتن طي سالهاي گذشته براي جانبازان ريوي شديد پرسيده شد كه وي در جواب، گفت:« كورتن هميشه به صورت ارزان در دسترس بوده و قطعا كورتن‌هاي خوراكي ، ‌تزريقي و استنشاقي نفعشان بيشتر از ضرر بوده است و اگر در مورد بيماري اين طور نبوده حذف شده است. كورتن خوراكي ، تزريقي و استنشاقي بنابر وضعيت بيمار تجويز مي‌شود و در صورت مشاهده عوارض شديد ترجيحا قطع مي‌شود.»

اما آنچه جانبازان شديد ريوي در مورد اين داستان دردناك مي‌گويند چيز ديگري است.همسر يكي از جانبازان در توضيح سختي‌هاي زندگي با همسر خود به عوارضي كه كورتن براي او داشته اشاره مي‌كند ومي‌افزايد:« غير درد‌هايي كه هر روز بيشتر مي‌شه ، استخوان‌هاش هم داره پوك مي‌شه! به محض اين كه دست و پايش به جايي مي‌خوره ، هر آن ممكنه بشكنه و تا چند روز آه و ناله مي‌كند! از وقتي دوز كورتنش زياد شده تمام بدن و صورتش باد كرده و رنگش برگشته! اسپري كورتن رو كه مي‌زنه چشماش قرمز مي‌شد ! مردم هم فكر مي‌كند كه معتاد شده وهي تيكه مي‌ندازن!»

گفته‌هاي دكتر اصلاني و ساير پزشكان دلسوز و متخصص را كه كنار بگذاريم با جمع قابل توجهي از پزشكان در سراسر كشور رو‌به‌رو هستيم كه هيچ نظارتي برعملكرد آنها نمي‌شود و براي راحتي كار خود به تجويز كورتن با دوز بالا روي مي‌آورند ، پزشكاني كه اگر چه نيتي بد ندارند اما اطلاعي هم از اثرات و صدمات كورتن بر اين جانبازان هم ندارند! از سوي ديگر جانبازاني هستند كه شايد هيچ پرونده‌اي نداشته باشند و پزشكان در مواجهه با آنها هم كورتن تجويز مي‌كنند و باقيمانده عمر آنها را كوتاه مي‌كنند .

به گزارش ايسنا ، اولين همايش پزشكي ـ فرهنگي جانبازان شديد ريوي همراه با خانواده‌هايشان در حالي پايان يافت كه تخميني از جانبازان شيميايي و معلول در دست نيست و هر كدام از آنها در گوشه‌اي از اين خاك پر افتخار قطعا شاهد رنجهايي در نوع خود هستند.

آنچه بنياد شهيد و امور ايثارگران در قالب همايش پزشكي ـ فرهنگي جانبازان ريوي شديد و چشمي شديد در اصفهان و مشهد در سال جاري با بالاترين كيفيت ممكن و باهزينه قابل توجه برگزار كرد در جاي خود جاي بسي تشكر و قدرداني را دارد اما هنوز جاي اين سؤال باقي است كه چرا اين حركت‌ها پس از حدود 20 سال صورت مي گيرد!؟ مگر 10 سال پيش ايران جانباز ريوي شديد و چشمي شديد نداشت!؟ مگر آنها همين دردهاي بي‌صدا را نداشتند و از دست نرفتند !؟ مگر خانواده‌هاي آنها آسيب‌هاي جدي نديدند و زنان و فرزندانشان دچار افسردگي حاد نشدند!؟ و مگر ما به آنهايي كه 10 سال پيش رفتند فكر نكرده بوديم !؟ و اما‌هايي ديگر كه هر كدام گزارشي جداگانه را مي‌طلبد…