خرید شال نامه يک زن سرپرست خانوار به مسئولان

يکي از بينندگان «تاباک» نامه شخصي را که خطاب به رئيس جمهور و مسئولان نظام نوشته شده و از آنها استمداد خواسته، براي «» ارسال کرده است.
اين زن سرپرست خانوار در نامه خود آورده است:«بسمه تعالي(واقعيت اين است كه من سواد ندارم و اين نامه را فرزند يكي از آشنايان براي من نوشته و ارسال مي كند.)زني هستم كه روزهاي سرخوشي و سرحالي را پشت سر گذاشته و در حالي وارد پيري و كهولت سن شده ام كه نه تنها هيچ بچه و يا سرپناهي عصاي دست و راحت جانم نشده، بلكه چهار پسر دارم كه از بازي بد روزگار همگي سربار من شده، سوهان روحم گشته اند.
22 سال است كه شوهرم خود را از مكافات اين دنيا خلاص كرده و دار فاني را وداع گفته است، و من در طي اين سالها نه تنها ذره اي آب خوش از گلويم پايين نرفته، بلكه هر روز بدتر از ديروز زقوم ها و پس مانده هاي اين دنيا در حلقم فرو رفته آزارم مي دهد. در طي اين 22 سال كه هر ساعتش سالها بوده است، به نام زن سر پرست خانوار به زندگي ام ادامه داده ام و چهار پسرم را كه همگي خسته از جور زمانه و بيمار طمع و نامروتي دوستان و آشنايان شده اند به دندان گرفته و بزرگ كرده ام.
اما به كه بگويم كه ديگر جاني در بدن ندارم تا طفلان ديروز و بزرگسالان امروزم را كه در چنگال بيماري فراگير اجتماعي دچار شده اند، تيمار و نگهداري كنم. دردم را به كجا بگويم كه بايد هر از چند گاهي تمامي پولي را كه از نوكري و خدمتگزاري براي مردم عايدم مي شود، خرج خواباندن پسرانم در يكي از درمانگاه هاي مخصوص – كه خرج پاييني هم مي گيرند اما براي من زياد است – بكنم تا شايد مزه بيماري مهلك و خانمان برانداز از سرشان بيفتد. باور كنيد كه ديگر طاقتم به لب رسيده است.
فكر اينكه پس از هر بار بهبودي و بازگشت به زندگي، دوستان و هم محله اي هاي ناباب باز هم آتش به خرمن زندگي پسرانم بيندازند، مرا ديوانه مي كند.
باور كنيد تمامي دخل و خرجي كه براي امورات روزمره ام مصرف مي كنم كمتر از آني است كه بتوان تصورش را كرد. هم اكنون تمامي هم و غم من مقدار ناچيزي پول است تا بتوان با آن اين طفلانم را كه ديگر هر كدام مردي شده و از بد ايام عليل و ناتوانند، به دندان گرفته به جايي جداي از اين محل و ديار ببرم. هركجا خواهد شد، باشد اما فكر بازگشت به اين زندان سرشار از بي رحمي و كثافت ديوانه ام مي كند. اين نامه را از آن رو نوشتم كه تصورم بر اين بود تا شايد باز جوانمرداني از مسئولان و هموطنانم پيدا مي شوند و به داد من پيرزن و بي كس مي رسند. بعد از خدا اميدم فقط به شماست.»
امضا، آدرس و تلفن وي در «» محفوظ است.