خرید شال فوتبال و ديگر هيچ!

مهدي خرم‌دلآن هنگام كه امام خميني(ره)، بنيانگذار فكور انقلاب اسلامي ايران، صداوسيما را دانشگاه عمومي خواندند، مرزهاي كاري رسانه ملي براي همگان آشكار شد.از آن پس صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، نقش تعليم و تربيت همه اقشار ايران اسلامي را با مختصاتي بومي و به موازات تفكرات اسلامي بر عهده گرفت تا برخلاف روال گذشته، به جاي آن‌كه صرفا ذايقه مخاطبان سير نظري و عملي رسانه را ترسيم كند، چهارچوب ايراني ـ اسلامي محتواي برنامه‌هاي اين رسانه را در بر بگيرد و آنچه در چهارچوب اين دو ركن به مرحله توليد برسد مجوز حضور در كانال‌هاي سيما و شبكه‌هاي متعدد صداي جمهوري اسلامي ايران را بيابد، اما با گذشت سال‌ها به نظر مي‌رسد رسانه ملي در برخي محورها از خط و مشي بيان شده تا حدودي فاصله گرفته و هرچند تلاش شد همه مخاطبان در قلمرو اين رسانه جايي داشته باشند و ميانه‌روي و اعتدال در دستور كار شبكه‌هاي سيما باشد، مي‌توان گفت مي‌رود تا بار ديگر مخاطب‌محوري جايگزين چهارچوب‌محوري شود.همان‌گونه كه در جملات بالا بيان شد، صداوسيما، رسانه ملي است و بايد نظر عموم مردم را جلب كند، اما اين‌كه براي تحقق اين مسئله به هر حربه‌اي متوسل شود، نتايج منفي آن بيش از نتايج مثبت خواهد بود.ضرغامي، رئيس كنوني سازمان صداوسيما كه حدود سه سال از دوره پنج ساله حضورش در رأس رسانه ملي را پشت سر گذاشته، پس از حضور در اين جايگاه، در اقدامي تحسين‌برانگيز در حوزه‌هاي گوناگون نشست‌هايي را با صاحب‌نظران برگزار كرد، اما حوزه ورزش نسبت به ديگر حوزه‌ها مغفول ماند تا نگاه ناقص و ناكارآمد صداوسيما در اين بخش كه نشأت‌گرفته از ديدگاه‌هاي شخصي برخي از مديران اين سازمان است، از دوران پيشين پابرجا بماند.با توجه به آن‌كه در سياست‌هاي كاري صداوسيما، هر يك از شبكه‌هاي سيما، با مأموريتي ويژه به فعاليت مي‌پردازند، شبكه سوم سيما هم مأموريت يافته است با محوريت جوان و ورزشي به فعاليت و توليد برنامه بپردازد.بدين لحاظ، بهترين امكانات، بيشترين اعتبارات، پخش‌هاي زنده و برنامه‌هاي پربيننده به شبكه سوم كه پرمخاطب‌ترين شبكه تلويزيوني داخلي است، تعلق گرفت.اما چنان‌كه خشت‌ها براي جذب جوانان و دوستداران ورزش كه قشر اعظم ملت ايران را شامل مي‌شود، روي هم سوار مي‌شدند برخي نابساماني‌ها نيز ايجاد مي‌شد و ساختار شبكه سوم سيما تقريبا بدون توجه به چهارچوب گفته شده، توسعه مي‌يافت تا جايي كه ديگر شبكه‌ها در اين دو حوزه بي‌اثرتر شدند و انتقادها و تلخكامي برخي مديران صداوسيما به ويژه برخي شبكه‌هاي آن از اين تبعيض را در پي داشت.اما اعتراض به نحوه تقسيم برنامه‌هاي ورزشي را در كدام بخش سازمان صداوسيما مي‌توان طرح كرد و پاسخي قانع‌كننده را گرفت؟عزت‌الله ضرغامي، همان‌گونه كه گفته شد، حوزه ورزش رسانه را جز در مراسم تجليل از ورزشكاران ياد نمي‌كند و برگزاري نشست با صاحب‌نظران اين حوزه پيرامون نحوه اطلاع‌رساني صداوسيما از دستور كار خارج كرده و نقش محوري در ورزش رسانه ملي را بر عهده مدير شبكه سوم سيما گذاشته است. پورمحمدي علاوه بر مديريت شبكه سوم سيما، رئيس شوراي هماهنگي ورزشي صداوسيما نيز هست و به واقع، همه چيز در اين حوزه به وي ختم مي‌شود تا مديران ديگر شبكه‌ها، راهي جز پيروي از سياست‌هاي رسانه ملي در حوزه ورزش نداشته باشند و همچنان شبكه سوم سيما، به صورت تك‌محوري در حوزه ورزش، همه ابزارها را در اختيار داشته باشد.هرچند صداوسيما در كشور ما بنا بر قانون اساسي، انحصاري و در اختيار دولت است، مي‌توان گفت، بخش ورزش از آنجا كه در اختيار شبكه سوم قرار گرفته، از رقابت نسبي بين شبكه‌هاي اين سازمان، به دور مانده است.از سوي ديگر، در يك نگاه اجمالي به نظر مي‌رسد، نوع نگاه شبكه سوم سيما به برنامه‌هاي ورزشي، رويكردي يك‌سويه را در حمايت از فوتبال و تقابل با ديگر رشته‌هاي ورزشي به نمايش مي‌گذارد. با ارزيابي آماري برنامه‌هاي ورزشي پوشش داده شده در شبكه سوم سيما و البته ديگر شبكه‌ها كه پيرو سياست‌هاي شوراي هماهنگي ورزشي سازمان صداوسيما فعاليت مي‌كنند، درمي‌يابيم كه بيش از 80 درصد برنامه‌هاي ورزشي سيما، اعم از پخش‌هاي زنده تلويزيوني، برنامه‌هاي تحليلي و تفسيري و اخبار به فوتبال مي‌پردازند و به ديگر رشته‌ها در حاشيه پرداخته مي‌شود. در حالي كه برخي از بازي‌هاي حساس ليگ‌هاي بسكتبال، واليبال، فوتسال، كشتي، كاراته، تكواندو، جودو و … كه طرفداران بي‌شماري دارند، از يك ساعت پخش زنده تلويزيوني محرومند، ما شاهد آن هستيم كه ديدارهاي ليگ‌هاي فوتبال انگلستان، آلمان و اسپانيا، 90 دقيقه پخش زنده شبكه سوم سيما را به خود اختصاص مي‌دهند تا اين شبكه همچنان بي‌رقيب باشد!امروز مسئولان رشته‌‌هاي ورزشي نام‌برده، ساعت‌ها پشت در اتاق مديران و البته مدير گروه ورزش انتظار مي‌كشند تا پس از جلسه‌اي كه دقايقي به طول نمي‌انجامد، مجوز پخش يك هفته از مسابقات حرفه‌اي‌شان را بگيرند و در فضاي رسانه ملي كه متعلق به هر ايراني است، در ميان برنامه‌هاي فشرده فوتبال، فرصتي براي نفس كشيدن طرفداران ديگر رشته‌ها فراهم آورند.مديران شبكه سوم سيما در پاسخ به اين جملات معترضه، خواست مخاطبان را علت اصلي بيان مي‌كنند تا بار ديگر، رويكرد عامه‌پسند و خارج از چهارچوب رسانه ملي را به ياد بياوريم و اين تفكر پيش رويمان قرار گيرد كه آيا رسانه ملي از چهارچوب‌محوري پيروي مي‌كند يا به مخاطب‌محوري مطلق دچار شده است؟ اگر چنين است، پس پرورش مخاطب با نگاهي غيرمنطقي و خارج از چهارچوب، چه معنا و مفهومي را دارد؟حال اگر براي لحظاتي اصول را به گوشه‌اي نهيم و مخاطب‌محوري مطلق را چهارچوب قرار دهيم، كدام بخش جز رسانه ملي قدرت تغيير يا تطبيق ذايقه و سلايق مردم را دارد؟ آيا در دو دهه اخير و به طور خاص، ده سال گذشته، جز فوتبال به ورزش ديگري توجهي عميق در سطح رسانه ملي شده است تا مردم به آن رشته ورزشي گرايش نشان دهند؟ كشتي كه همواره ورزش اول ايران خوانده مي‌شود، از پخش ديدارهاي ليگ محروم است، حال آن‌كه ديدارهاي ليگ فوتبال به صورت لحظه به لحظه پيگيري مي‌شود و پيرامون حواشي آن برنامه‌هاي متعددي نيز توليد و پخش مي‌شود. آيا خانواده‌اي كه همواره از شبكه‌هاي سيما، مخاطب برنامه‌هاي فوتبال قرار مي‌گيرد، مي‌تواند به رشته‌اي جز فوتبال دلبستگي پيدا كند؟واقعيت آن است كه امروز مسئولان رشته‌هاي پايه و ورزش‌هاي پرظرفيت، علت توسعه نيافتنشنان را در سطح كشور، بيش از آن‌كه از كمبود بودجه بخوانند، از نگاه رسانه ملي و عدم پوشش آن رشته‌ها مي‌دانند.در حالي كه برنامه‌هاي فوتبال، رأس موعد مقرر آغاز مي‌شود و ساعت‌ها طول مي‌كشد، زمان برنامه‌هايي چون «دايره طلايي» و «فنون شرقي» هيچ گاه قابل پيش‌بيني نيست و حتي تهيه‌كنندگان و كارگردانان اين برنامه‌ها نيز از زمان پخش آگاهي دقيقي ندارند، چراكه همواره دستخوش تغييرات مي‌شود تا روز به روز، حجم مخاطبان رشته‌هاي ديگر ورزشي مانند كشتي و ورزش‌هاي رزمي، رو به تنزل بگذارد.برنامه «توپ و تور» نيز كه مخاطب آن، طرفداران رشته‌هاي واليبال و بسكتبال هستند، تقريبا به همين منوال پيگيري مي‌شود.از طرفي، نبود نگاه تخصصي در مديريت ورزشي صداوسيما، باعث شده تا به نوعي، عنان سياست‌گذاري درباره نحوه پوشش رشته‌هاي ورزشي از دست آنان خارج و برنامه‌سازان جهت‌دهي برنامه‌ها را بر عهده داشته باشند كه در بسياري موارد، برخلاف واقع نگاهي ناموزون را به مخاطب انتقال مي‌دهد.محاكمه اشخاص و عملكردها به صورت يك جانبه، به يكي از رخدادهاي معمولي تبديل شده كه بارها پيامدهاي آن را ديده‌ايم و اين ضعفي است كه در كنار مشكلات ديگر صداوسيما، بايد مورد توجه قرار گيرد. قطعا بهره‌گيري از رويكردي تحول‌گرايانه در حوزه ورزش صداوسيما، موجب مي‌شود تا مردم بيش از پيش به رشته‌هاي سازنده ورزشي جز فوتبال نيز توجه كنند و اين احساس از ميان برود كه رسانه ملي، تنها ترويج‌دهنده فوتبال شده و از ديگر رشته‌ها مغفول مانده است.حال امروز زمان آن رسيده تا ضرغامي دست به يك رشته تغييراتي بزند كه دامنه آن در مقوله ورزش، گسترده‌تر از اين ‌باشد و هم‌اينك مسئولان بسياري از فدراسيون‌هاي ورزشي در سطح رسانه‌هاي نوشتاري، اعتراضات خود را نسبت به تبعيض‌ها و همچنين نگاه غيرتخصصي رسانه ملي به مقوله ورزش طرح مي‌كنند كه بايد و انتظار مي‌رود سريعتر مورد توجه مسئولان صداوسيما به ويژه شخص ضرغامي قرار گيرد.